تبلیغات
دل نوشته ها 290
دل نوشته ها 290
من آن آواره‌ی بشكسته بالم . . . 
قالب وبلاگ
غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد
دارد این یارانه ها استان به استان می رسد
 
مبلغش هر چند فعلاً قابل برداشت نیست
موسم برداشت حتماً تا زمستان می رسد
 
در حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود
بعد از این یک پول یامفتی فراوان می رسد
 
چند سالی مایه داران حال می کردند و حال
نوبت حالیدن یارانه داران می رسد
 
شهر، کلاً شور و حال دیگری بگرفته است
بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسد
 
آن یکی با ساز، رنگ گلپری جون می زند
این یکی با دنبکش، بابا کرم خوان می رسد
 
عمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است
شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می رسد
 
مش رجب، آن گوشه هی یک‌ریز بشکن می زند
خاله طوبا هم کمر جنبان و رقصان می رسد
 
تا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت:
خب خدا را شکر پول کفش و تنبان می رسد
 
مادرم هم خنده‌ی جانانه ای فرمود و گفت:
پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسد
 
بی بی از آن سو کمی تا قسمتی فریاد زد:
خرج استخر و سونام، ای جانمی جان می رسد
 
خان عمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک
تا بگیرد آنچه را فعلاً به ایشان می رسد
 
اصغری در پای منقل، بود سرگرم حساب
تا ببیند پول چندین لول، الآن می رسد
 
خاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند
طفکی از دور با چشمان گریان می رسد



طبقه بندی: طنز و سرگرمی،  شعر، 
[ جمعه 7 مرداد 1390 ] [ 01:02 ق.ظ ] [ میلاد 290 ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

با كسیكه دوستش دارید فیلم نبینید آهنگ گوش ندهید كتاب نخوانید خاطره نسازید...
وقت نبودنش میفهمید كه چه میگویم...
زنده باد 290
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 

آرشیو کد آهنگ

دانلود این اهنگ